جمال الدين محمد الخوانساري
165
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
است از آن راه آن از أموري شمرده شده كه در دل قرار گيرد ورشك از أموري شمرده شده كه با مرد همراه باشد . 5680 شرّ المصائب الجهل . بدترين مصيبتها جهل است ، يعنى ناداني يا كم عقلي . 5681 شرّ الملوك من خالف العدل . بدترين پادشاهان كسيست كه مخالفت كند عدل را . 5682 شرّ الأموال ما لم يغن عن صاحبه . بدترين مالها ماليست كه سود ندهد صاحب خود را ، يعنى بهرهء از آن نبرد در آخرت يا أصلا نه در دنيا ونه در آخرت . 5683 شرّ المال ما لم ينفق في سبيل اللّه منه ولم تؤدّ زكاته . بدترين مال ماليست كه خرج نشود در راه خدا چيزى از آن ، وداده نشود زكاة آن . 5684 شرّ البلاد بلد لا امن فيه ولا خصب « 1 » . بدترين شهرها شهريست كه نه امنيت باشد در آن ونه ارزانى . 5685 شرّ النّاس من لا يقبل العذر ، ولا يقيل الذّنب . بدترين مردمان كسيست كه قبول نكند عذر را ، ودر نگذرد از گناه . يعنى هر گاه كسى نسبت باو گناهى كرده باشد وعذرى از براي آن گويد عذر أو را قبول
--> ( 1 ) شارح ( ره ) اين كلمه را بفتح خاء ضبط كرده است وگويا بجز اشتباه وجهي نداشته باشد ، در أقرب الموارد گفته : « خصب المكان كضرب وعلم خصبا كثر فيه العشب والكلأ فهو خصيب » ودر منتهى الإرب گفته : « خصب ( كضرب ) خصبا بالكسر فراخ سال وفراخ حال گرديد » ونيز گفته : « خصب بالكسر بسيارى نبات وفراخى سال وحال وبلد خصيب يعنى فراخ سال » ومراد شهر پر نعمت است ، بارى تاكنون استعمال « خصب » را بفتح خاء براي اين معنى يعنى فراخ سالى وپر نعمتي در جائى نديدهام .